و خدایی که در این نزدیکیست
من تورا می فهمم تو صدای ِ تـپش نـبض زمین در جـاذبه ی قـلب منی چشم تو شیشه ی تنهایی را با نگـاهی چه آسان می شکند . . . من تورا می فهمم تو همه درک من از بازی رقـاصانی که به رقـاصی خود شک دارند، و من از تاریکی این رقـاصی به دل ِ فاصله ها می پـیـچم! تو نمی دانی، شمع مـژگان تو روشنگر این تنهائیست . . . .
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت
0:14 توسط یه دوست| |
| Design By : Night Skin |


