تبليغاتX
و خدایی که در این نزدیکیست


و خدایی که در این نزدیکیست

  آدمي از دست خويش سير که شد مي ميرد

  مثل پروانه کمي پير که شد مي ميرد

  زندگي پنجره اي رو به تماشاست ولي

 بسته و خسته و دلگير که شد مي ميرد

  عشق،رقصيدن ماهي ست،که اقيانوسي است

  به دم و بازدمي دير که شد مي ميرد

  شعر، نيلوفر آبي ست شناور در عشق

  سهم يک برکه ي دلگير که شد مي ميرد

  گريه گاهي ملکوتيست، غزل آلوده

   بغض آلوده و نفس گير که شد مي ميرد

  مرد آن است که پلنگانه بتازد تا عشق

  بسته کنده و زنجير که شد مي ميرد

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 14:27 توسط یه دوست| |

 میلاد امام علی ور وز پدر بر همه به خصوص  بابای گل خودم و همه باباهای مهربون مبارک

سلام دوستای گل خوبین تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

یه یک هفته ای رفته بودیم مشهد زیارت .جاتون خالی خیلی خوش گذشت

امام رضا انقده مهمون داشت که نگو انگار همه اونجا بودن .من فقط یه دوباری انگشتم به ضریح خورد همون دوبارم اگه مامانم نبود زیر دستو پاه له میشدمتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

این خانما که وقتی میچسبن به ضریح ول کن نیستنتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com ولی مردا خیلی راحت زیارت میکنن

 

شب تولد امام جواد تو حرم بودیم همه جارو چراغونی کرده بودن قشنگتر از همیشه شده بود  

یه حالو هوای غریبی بود مردم هم خوشحال بودن هم غصه دار

حیاط حرم جای سوزن انداختن نبود هر کی یه حاجتی داشت دعا می خوندن گریه میکردن

یه خانمی کنار مامانم نشسته بود گریه می کرد مامانم باهاش صحبت کرد میگفت خودم نمیتونم راه برم با ویلچر اومدم ولی امشب برای دخترم امدم حرم ۱۹ سالشه تازه نامزد کرده

دکترا بهش گفتن تومور مغزی داره امشب امدم شفاشو از اقا بگیرم

تا اذان صبح تو حرم بودیم بعد نماز جماعت خواستیم بریم هتل که یه دفعه صدای جیغ و داد مردم امد رفتیم تو حیاط که دیدیم همه دارن طرف یه کسی میدون

خادمای حرم سریع اونو بردن قسمت اگاهی حرم

یه دختر حدودا ۲۰ ساله که کور بود یه دفعه بلند میشه داد می زنه شفا گرفته بود .همه یهجور دلهره داشتن تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comقرار بود روز دوشنبه تو کانون شفا یافتگان نشونش بدن

خلاصه شب قشنگی بود .یه چند جای دیگم واسه زیارت رفتیم

خواجه ربیع ٬خواجه اباصلت٬امامزاده یاسر و ناصر پسرای امام موسی بن جعفر اونجام حال و هوای خودشو داشت

اخر سرم خریدو سوغاتی

الماس شر قو بازار بین المللی و بازار رضا و چند جای دیگه

بعدشم با اینکه دوست نداشتم  برگشتیم خونه بازم روز از نو روزی از نو

اینم از سفر نامه منتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 1:9 توسط یه دوست| |

  يكی بود، يكی نبود

وقتی اين يكی بود، اون يكی نبود

 وقتی اون يكی بود ،اين يكی نبود

مهم نيست كی بود، كی نبود

ولی حيف كه

هيچوقت اين يكی با اون يكی نبود!

 

 

نوشته شده در سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 17:3 توسط یه دوست| |


Design By : Night Skin