و خدایی که در این نزدیکیست
مثل پروانه کمي پير که شد مي ميرد زندگي پنجره اي رو به تماشاست ولي بسته و خسته و دلگير که شد مي ميرد عشق،رقصيدن ماهي ست،که اقيانوسي است به دم و بازدمي دير که شد مي ميرد شعر، نيلوفر آبي ست شناور در عشق سهم يک برکه ي دلگير که شد مي ميرد گريه گاهي ملکوتيست، غزل آلوده بغض آلوده و نفس گير که شد مي ميرد مرد آن است که پلنگانه بتازد تا عشق بسته کنده و زنجير که شد مي ميرد یه یک هفته ای رفته بودیم مشهد زیارت .جاتون خالی خیلی خوش گذشت امام رضا انقده مهمون داشت که نگو انگار همه اونجا بودن .من فقط یه دوباری انگشتم به ضریح خورد همون دوبارم اگه مامانم نبود زیر دستو پاه له میشدم این خانما که وقتی میچسبن به ضریح ول کن نیستن شب تولد امام جواد تو حرم بودیم همه جارو چراغونی کرده بودن قشنگتر از همیشه شده بود یه حالو هوای غریبی بود مردم هم خوشحال بودن هم غصه دار حیاط حرم جای سوزن انداختن نبود هر کی یه حاجتی داشت دعا می خوندن گریه میکردن یه خانمی کنار مامانم نشسته بود گریه می کرد مامانم باهاش صحبت کرد میگفت خودم نمیتونم راه برم با ویلچر اومدم ولی امشب برای دخترم امدم حرم ۱۹ سالشه تازه نامزد کرده دکترا بهش گفتن تومور مغزی داره امشب امدم شفاشو از اقا بگیرم تا اذان صبح تو حرم بودیم بعد نماز جماعت خواستیم بریم هتل که یه دفعه صدای جیغ و داد مردم امد رفتیم تو حیاط که دیدیم همه دارن طرف یه کسی میدون خادمای حرم سریع اونو بردن قسمت اگاهی حرم یه دختر حدودا ۲۰ ساله که کور بود یه دفعه بلند میشه داد می زنه شفا گرفته بود .همه یهجور دلهره داشتن خلاصه شب قشنگی بود .یه چند جای دیگم واسه زیارت رفتیم خواجه ربیع ٬خواجه اباصلت٬امامزاده یاسر و ناصر پسرای امام موسی بن جعفر اونجام حال و هوای خودشو داشت اخر سرم خریدو سوغاتی الماس شر قو بازار بین المللی و بازار رضا و چند جای دیگه بعدشم با اینکه دوست نداشتم برگشتیم خونه بازم روز از نو روزی از نو
میلاد امام علی ور وز پدر بر همه به خصوص بابای گل خودم و همه باباهای مهربون مبارک
![]()
ولی مردا خیلی راحت زیارت میکنن
![]()
قرار بود روز دوشنبه تو کانون شفا یافتگان نشونش بدن![]()
![]()
| Design By : Night Skin |


