و خدایی که در این نزدیکیست
خیلی وقت چیزی اپ نکردم یعنی اصلا حس نوشتنم نمیاد اردیبهشت ماهم داره تمام میشه یه عطر خوش بو هم تقریبا هر جا درخت هست فضا رو پر کرده وقتی صبح از خواب بیدار میشی قشنگ احساسش میکنی گلای رنگارنگ باز شدن و همه جارو قشنگتر کردن .بعضی وقتام بارون میاد هوارو با طراوتتر میکنه قالبم مشکل داره همه بهم میگن ولی من پر رو به روی خودم نمیارم قالبی که خوشم بیاد هنوز نیافتم فعلا بر میگردم به خونه قبلیم تا قصرمو پیدا کنم البته اگه دنبالش بگردم اگه خونه خوب با قیمت مناسب سراغ دارین خبرم کنین غنچه خندید ولی باغ به این خنده گریست نبودن هرگز به تلخی از دست دادن یک بودن نیست.بودنت را از دست مده
حوصله ام خیلی سر رفته بود گفتم بیام یه چیزی اپ کنم
ماه قشنگی نه سرد هوا نه گرم درختای پر تقال و نارنج و نارنگی شکوفه داده درختا با گلای سفیدشون خیلی خوشگل شدن ![]()
![]()
![]()
![]()

غنچه آن روز ندانست که این گریه ز چیست !
باغ پر گل شد و هر غنچه به گل شد تبدیل
گریه باغ فزون تر شد و چون ابر گریست
باغبان آمد و یک یک همه گلها را چید
باغ عریان شد و دیدند که از گل خالی است
باغ پرسید چه سودی بری از چیدن گل ؟!
گفت : پژمردگی اش را نتوانم نگریست
من اگر ز روی هر شاخه نچینم گل را
چه به گلزار و چه گلدان دگر عمرش فانی است
همه محکوم به مرگند چه انسان ، چه گیاه
این چنین است همه کاره جهان تا باقی است !!!
گریه ی باغ از آن بود که او میدانست
غنچه گر گل بشود هستی او گردد نیست !!
رسم تقدیر چنین است و چنین خواهد بود
| Design By : Night Skin |

