تبليغاتX
و خدایی که در این نزدیکیست


و خدایی که در این نزدیکیست

 

یه مدت نیستم   بر می گردم!!تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 10:55 توسط یه دوست| |

از صبح داره بارون میاد اونم چه بارونی هوا  بهش بر خورده میخواد روی منو کم کنه

 ساعت نزدیک ۱۱ شب هنوز داره شر و شر بارن میاد بادم میزنه 

 عین فیلمایه ترسناک چه شبیه امشب

نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 14:7 توسط یه دوست|

سلا م خوبینبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

امروز روز با حالی بود  عصری با مینا رفتیم خانه فاطمه دوستمون خیلی خوش گذشت کلی حرفیدیم

یاد جریان رالی سواریتصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com و اتفاقات اون شب افتادیمتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com نیشمون دومتر باز شد

مینا همش می گفت واسه ولنتاین چی بگیرمتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

اخه هر چی پولم داشتم خرج کردمتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

منم بهش میگفتم خوب هیچی نگیر  تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

  حالا خوبه  طرفت تا پارسال نمیدونست اصلا ولنتاین چی هست 

کلی حرسشو در اوردمتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

مینا اینجوری شده بود بیچارهتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comولی بعد بهش گفتم باشه بابا تا بوده

دخترا واسه پسرا کادو گرفتن اونام ککشون نگزیده ما بهت  قرض میدیم

خلاصه قرار شد فردا بریم یه چیز بگیرهتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

موقع بر گشتم قدم زنان اومدیم خونه هوا خیلی خوب بود نمیدونم

امسال چرا زمستونش زمستون نیستتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

پارسال این موقع همه جا برف بود امسال بارونم اونجوری نمیاد

هوا امروز مه بود هر وقت مه الود میشه هوا  اینجا یعنی موقع ماهیگیریه

بیچاره ماهیا افتادن تو دام صیاداتصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

دیگه برم .تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

سپهر خاله دندون سومشم در اوردتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com قربونش بشم

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 19:14 توسط یه دوست| |



روزی سوراخ کوچکی در یک پیله ظاهر شد . شخصی نشست و ساعتها تقلای پروانه برای 

بیرون آمدن از سوراخ کوچک پیله راتماشا کرد. ناگهان تقلای پروانه متوقٿ شدو به نظر رسید 

که خسته شده و دیگر نمی تواند به تلاشش ادامه دهد. آن شخص مصمم شد به پروانه 

کمک کندو با برش قیچی سوراخ پیله را گشاد کرد. پروانه به راحتی از پیله خارج شد اما جثه 

اش ضعیٿ و بالهایش چروکیده بودند. آن شخص به تماشای پروانه ادامه داد . او انتظار داشت 

پر پروانه گسترده و مستحکم شود واز جثه او محاٿظت کند اما چنین نشد . در واقع پروانه 

ناچار شد همه عمر را روی زمین بخزد . و هرگز نتوانست با بالهایش پرواز کند .

آن شخص مهربان نفهمید که محدودیت پیله و تقلا برای خارج شدن از سوراخ ریز

آن را خدا برای پروانه قرار داده بود تا به آن وسیله مایعی از بدنش ترشح شود و

 پس از خروج از پیله به او امکان پرواز دهد .

گاهی اوقات در زندگی فقط به تقلا نیاز داریم. اگر خداوند مقرر میکرد بدون هیچ

مشکلی زندگی کنیم فلج میشدیم - به اندازه کافی قوی نمیشدیم و

هر گز نمی توانستیم پرواز کنیم..


نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 12:52 توسط یه دوست| |

دلم خیلی گرفته غروبایه جمعه خیلی دلگیرهتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

حس غریبی دارم حسی شبیه غریبی و بی قراری  .حس دلتنگی عین بارون بهاریه میاد و میره

تا حا لا شده دلت بگیره اما دلیلشو ندونی ؟ تا حا لا شده دلتنگ باشی اما ندونی چته

و واسه چی اینجوری شدی؟

شايد هم خودت بدوني دليلش رو اما فقط خودت میدونی اما نه ایندفعه خودتم نمیدونی

شايد هم اصلا دليل خاصي نداشته باشه و همش دنبال دليلش بگردي

 

خسته م از لبخند اجباري، خسته م از حرفهاي تکراري

خسته از خواب فراموشي، زندگي با وهم بيداري

اين همه عشقهاي کوتاه و اين تحمل هاي طولاني

سرگذشت بي سرانجام گم شدن در فصل طوفاني

نوشته شده در جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 18:12 توسط یه دوست| |

چشماشو بست و مثل هر شب انگشتاشو کشيد روی دکمه های پيانو .
صدای موسيقی فضای کوچيک کافی شاپ رو پر کرد .
روحش با صدای آروم و دلنواز موسيقی , موسيقی که خودش خلق می کرد اوج می گرفت .
مثه يه آدم عاشق , يه ديوونه , همه وجودش توی نت های موسيقی خلاصه می شد .
هيچ کس اونو نمی ديد .
همه , همه آدمايي که می اومدن و می رفتن
همه آدمايي که جفت جفت دور ميز ميشستن و با هم راز و نياز می کردن فقط براشون شنيدن يه موسيقی مهم بود .
از سکوت خوششون نميومد .
اونم می زد .
غمناک می زد , شاد می زد , واسه دلش می زد , واسه دلشون می زد .
چشمش بسته بود و می زد .
صدای موسيقی براش مثه يه دريا بود .
بدون انتها , وسيع و آروم .
يه لحظه چشاشو باز کرد و در اولين لحظه نگاهش با نگاه يه دختر تلاقی کرد .
يه دختر با يه مانتوی سفيد که درست روبروش کنار ميز نشسته بود .
تنها نبود ... با يه پسر با موهای بلند و قد کشيده .
چشمای دختر عجيب تکونش داد ... یه لحظه نت موسيقی از دستش پريد و يادش رفت چی داره می زنه .
چشماشو از نگاه دختر دزديد و کشيد روی دکمه های پيانو .
احساس کرد همه چيش به هم ريخته .
دختر داشت می خنديد و با پسری که روبروش نشسته بود حرف می زد .
سعی کرد به خودش مسلط باشه .
يه ملودی شاد رو انتخاب کرد و شروع کرد به زدن .
نمی تونست چشاشو ببنده .
هر چند لحظه به صورت و چشای دختر نگاه می کرد .
سعی کرد قشنگ ترين اجراشو داشته باشه ... فقط برای اون .

دختر غرق صحبت بود و مدام می خنديد .
و اون داشت قشنگ ترين آهنگی رو که ياد داشت برای اون می زد .
يه لحظه چشاشو بست و سعی کرد دوباره خودش باشه ولی نتونست .
چشاشو که باز کرد دختر نبود .

بقیه در ادامه مطلب تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 19:43 توسط یه دوست| |

اگر قادر نيستي خود را بالا ببري همانند سيب باش تا با افتادنت انديشه‌اي را بالا ببري

 (دكتر علي شريعتي)

نوشته شده در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 14:32 توسط یه دوست|

دیروز نشسته بودم پای تلویزیون هی ازین کانال به اون کانال میزدم تا شاید

یه چیز از ش در بیارم نگاه کنمتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

تو ۶ تا کانال هیچی نیافتم که بدرد بخور باشهتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.comبیخیالش شدم رفتم جدول

حل کنم تلویزیونم روشن بود بعد یه ربع یه حاج اقایی داشت صحبت میکردتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com 

حرفایه جالبی زد که باعث شد حواسم بره به

تیوی. در باره جهنمو بهشت حرف میزد که کیا به کدوم طبقه از جهنم

 و بهشت میرن کسایی که تو این دنیا بیشتر بلا دارن و مریض میشن مثل

 برگایه درختی که تو پاییز میریزه و بهار دوباره برگ میده بیشتر  گنا هاشون

 پاک میشه فقط به شرطی که وقتی مریض میشن باید

خدارو شکر کنن و هی اه و ناله نکنن که خدایا چرا مارو مریض کردی چرا

این اتفاق واسه ما افتادالبته این  حرفا واسه ادمایی مثل ما خیلی سخته

 چون هر چی میشه اولین کاری که می کنیم به خدا شکایت میکنیم

و هی اه و ناله میکنیم که چرا من باید این بلا سرم بیاد تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

بابام تعریف میکرد یه روز عیادت یکی از اشناها  که سرطان داشت

حالشم خیلی بد بود رفته بود وقتی ازش میپرسه حالت چطوره میگه 

 خدا رو شکر بدترمتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

پس هستن ادمایی که تو بدترین شرایط خدارو شکر میکنن و صبر و

طاقتشون زیاده

یه حرف دیگم این حاج اقا زد که جالب بود گفت من از منبر پایین میام

 فکر کنین ملک و الموت رو منبر نشسته داره شمارو میبینه به شما

میگه من از بین شما یکیو می خوام الان ببرم هر کی حاظر و

به خودش مطمئن بیاد بریم تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

وای اگه به من میگفت قبل از اینکه منو ببره خودم سکته میکردم تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com 

ادم اگه فکر کنه هر ان قراره ببرنش هیچ وقت گناه نمیکنه اونوقته که

 هیچ ترسی از مردن نداره ولی ادما انقدر غرق زندگی میشن که یادشون

میره واسه چی اومدن به این دنیا

خلاصه  مام کلی از دیروز ترسیدیم تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com 

خدایی این حاج اقا هام بلدن چطوری ملتو بترسوننتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

 برم بابایتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com


 

گاهی باید رفت ... تا بتوان ماند

مـــــــــــــــــــــــــــــــــــن ... می خواهم

 از سقف های بلند چراغ های بلند بیاویزم ...

می خواهم قشنگ ترین منحنی های دنیا را

به صورت ها بنشانم ...

می خواهم بر دیوار های تاریک پنجره های روشن قاب کنم ...

 می خواهم ثانیه های زیبا داشته باشم ...

از زندگی  که مرا  غرق در لذت کنند ..

 گاهی باید رفت ... تا بتوان باقی ماند!!

نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 15:7 توسط یه دوست| |

حو صله ام بكل سر رفته خوابمم نمياد گفتم بيام اپ كنم . تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com نمي دونم اينتر نتم چش شده هر كاري ميكنم سايتا بالا نميان اين بلاگفا هم كه ما شااله از 1000 بار 999 بارش قطه الانم دارم تو ورد پد مينويسم .

روزا واسم از تكراريم تكراري تر شده خيلي وقته اتفاق تازه اي نيفتاده تا موضوعي جالب برا نوشتن داشته باشم تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

صبحا طبق معمول از خواب بيدار ميشم يكم اينور اونور خودمو سر گرم مي كنم بعد ظهر ميشه نهار و بعد از ظهر يا سرگرم نقا شي كشيدنم يا يه سري از كارايه ديگه كه اگه حوصله داشته باشم شايد با بچه ها بيرون رفتم نداشته باشمم پشت كامپيوتر نشستم اصولا منو هر جا گم كني پشت كامپیو تر پيدا ميكني حا لا نه اينكه جز روشن خا موش كردنش بيشتر بلدم!!

سر شب رفتم سراغ البومم تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com عكسايه دوران دانشگاه هر بار نگا ميكنم خاطراتم از جلويه چشام رد ميشه

دلم واسه دوستام خيلي تنگ شده واسه بهار .واسه ليلا كه با انكه ترم بالايي بود الان مامان شده واسه معصومه فاعزه وعفت و كلثوم و خيليا تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

ديگه كه با هر كدوم هم خاطرات قشنگ داشتم هم بد .بهار اولين كسي بود كه باهاش اشنا شدم يه دختر تر كمن چش بادومي همه بهش ميگفتن ژ اپني

يه روز با هم رفته بوديم بيرون زمستان بود همه جا برف بود واسه اين من دستشو محكم گرفتم كه نيوفتم مي خواستيم بريم اونور خيابون كه چراغ قرمز بود رفتيم وايسيم پشت چراغ كه يهو پايه من سر خورد خوردم زمين بهارم افتاد رويه من از خنده داشتيم ميمرديمتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com گفتيم خدارو شكر كسي مارو نديد همين كه اينو گفتيم سرمو بلند كردم اونور خط كشيو نگا كردم جمعيتو ديدم كه زل زدن به ما دارن مي خندن تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

كلي خجالت كشيديم ولي حسابي خنديديم

 بهار دختر شيطوني بود كه بعدها به خاطر همين شيطنت زيادش دوستيمون شكر اب شد با قيا فه جذابي كه داشت همه رو بخودش جذب ميكرد باورتون ميشه مخ استاد زبانمونو تو همون جلسه اول زد البته من بعدا فهميدم داشتم شاخ در مياوردم كه بعدا از الطافه اين مخ زني ما هم بي نصيب نمونديم اون ترم زبانو نمره بالايي گرفتم از صدقه سري بهار البته خودمم زبانم بد نبودااااااا

خاطراته قشنگ زياده خاطراته تلخ هم كم نيست مثلا ريخت خانم م ... سرپرست خوابگاه هيچ وقت از جلويه چشام اونور نميره   منظورم قیافه اش نیست رفتاره بدش ه واسه خودش ادم  مزخرفي بود كه حد نداشت مسئولين دانشگاه همه با هم فاميل بودن رييس دانشگاه با سرپرست خوابگاه خواهر بودن

شوهر سرپرست استاد بود معاون اموزشي خواهر زاده امور مالي بود اين فاميلي حتي تو مستخدمام بود خانم محمد زاده با اون عينك بزرگش شبا تو خوابگاه مراقب بود خواهر جانشم مسئول نظافت اونجا بچه ها اسموشونو گذاشته بودن مملي بزرگه و كوچيكه

اين مملي بزرگه خيلي پاچه خوار بور تا بچه ها از خونه بر ميگشتن هر كي براش سوغاتي مي برد دورو برش ميگشت ولي سوغاتيا از گلوش پايين نرفته چوقوليه بچه هارو پيشه سرپرست ميكرد تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

يادمه يه روز حرسه هممونو در اورد خواستيم اذيتش كنيم يه روز رفته بوديم بيرون ازين بسته ها هست چسبشو بر ميداري باد ميكنه بعد ميتركه بويه بدي ميده نصفه شب كه همه خواب بودن يواشكي از زير در اتاقش انداختيم تو بعد در رفتيم كه يه رب بعد ديديم سرو صدا مياد مام خودمونو زديم به اونور كه چي شده چه خبره مملي بزرگم اماده واسه پر حرفي كه نميدونم چي بود بو مياد بوام كه چه بويي انگاري گلاب به روتون اره مام گفتيم از اتاق شماست اول خجالت كشيد بعد گفت اره نميدون چرا بعد ما زود رفتيم تو اتاق تا دمه صبح اين بو نرفته بود البته اول صبح سرپرست اومد تو اتاق ما چون نزديكترين اتاق بود و كلي چرتو پرت گفت رفت مام فقط خنديديم تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com


واي چقد نوشتم تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com كي حوصله داره اينارو بخونه ولي خودم يادي از گذشته كردم بد نبود

مثل اينكه بايد همينجا سيوش كنم اينترنتم درست نشد فردا ميزارم تووبلاگ برم بخوابم ساعت يك شد


الان نوشتم: الان که اومدم نوشته هامو دیدم نمی خواستم اپش کنم ولی گفتم نوشتن خاطرم واسه خودش خاطرست

تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

 

نوشته شده در سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 10:39 توسط یه دوست| |

 

به زور لبخند نزن بعضی وقت ها باید تا بی نهایت 

 

 آرامش گریست آن گاه  تبسم زیباتر  از رنگین کمان بعد

 

 از باران خواهد شد...

 

          

 

نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 14:41 توسط یه دوست| |

روز قسمت بود.خدا هستي را قسمت ميکرد.خدا گفت: چيزي از من بخواهيد
 
 هر چه باشد شما را خواهم داد. سهمتان را از هستي طلب کنيد، زيرا خدا
 
بخشنده است. و هر که آمد چيزي خواست. يکي بالي براي پريدن
 
 و ديگري پايي براي دويدن. يکي جثه اي بزرگ خواست و آن يکي چشماني تيز.
 
يکي دريا را انتخاب کرد و يکي آسمان را. در اين ميان کرمي کوچک
 
جلو آمد و به خدا گفت: خدايا من چيز زيادي از اين هستي نميخواهم.

نه چشماني تيز و نه جثه اي بزرگ نه بال و نه پايي و نه آسمان و نه
 
 دريا... تنها کمي از خودت. تنها کمي از خودت به من بده و خدا کمي نور
 
به او داد. نام او کرم شب تاب شد.
 
خدا گفت: آن که نوري با خود دارد بزرگ است.حتي اگر به
 
 قدر ذره اي باشد.
 
تو حالا همان خورشيدي که گاهي زير برگ کوچکي پنهان مي شوي
 
و رو به ديگران گفت: کاش مي دانستيد که اين کرم کوچک
 
بهترين را خواست. " زيرا که از خدا جز خدا نبايد خواست
نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 12:33 توسط یه دوست| |


Design By : Night Skin