تبليغاتX
و خدایی که در این نزدیکیست


و خدایی که در این نزدیکیست

 
 
دلم پرنده و٬بال و پرش شکسته ترین
میان بهت وسکوت قفس نشسته ترین

دل من٬ ای دل من!اب را به گلی نکشی
که نیست چون تو به ایینه عهد بسته ترین

در این نهایت تنهایی وغریبی وغم
همیشه باش ز هر اشنا گسسته ترین

زمانه هست تهی از رفیق و٬ روزی نیست

برای عشق از امروز نا خجسته ترین

در این کویر دل من به هر طرف رو کرد

به هیچ جا نرسید و شدیم خسته ترین

نگاه هیچ ستاره به سوی شب وا نیست

و پلک پنجره صبح نیز٬ بسته ترین!!

نوشته شده در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 14:53 توسط یه دوست| |

امروز یکی از بدترین روزایه زندگیه من بود با اونکه روز تولدمم هست ولی خوشحال نیستم

 

 

نوشته شده در شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 19:8 توسط یه دوست| |

خیلی فکر کردم که برای اولین پست این وبلاگ چی بنویسم ولی چیزی بخاطرم نرسیدخدمات وبلاگ نويسان جوان             www.bahar20.sub.ir

می خوام ازین به بعد این وب برام عین دفتر خاطرات بشه و تمام اتفاقاتی رو که پیش میاد توش بنویسم

ونگه دارم
امروز ۲۹ شهریور و هجدهمین روز از ماه مبارک رمضان الان سحر خوردم و اومدم اینجا اینارو می نویسم

امشب شب قدر شبی که من خیلی منتظرش بود امشب خیلی حرف با خدا دارم خیلی چیزا که فقط خودش می دونه...


 

نوشته شده در جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 5:21 توسط یه دوست| |


Design By : Night Skin