تبليغاتX
و خدایی که در این نزدیکیست


و خدایی که در این نزدیکیست

سلام

میبینم که جدیدا خیلی کم کم اپ میکنم  دیگه تو وبلاگ خوش نمیگذره

دنیای نت دیگه برام جذابیتی نداره البته گاهی واسه سرکشی یه سرکی میکشیم بعضی جاها

ادم هر چی بزرگتر میشه خیلی چیزا از نظرش بی اهمیتر میشه .یادم میاد یه زمانی اینترتو خفه میکردم انقدر توش میگشتم اخرش اکانتم تمام میشد مجبور میشدم تا یه ساعت دیگه بخرم ازش دور بمونم

دوریه سختی بود

دیگه چیزی به روزایی که این وبو ساختم نمونده داره یک ساله میشه اما چقد زود گذشت

دومین ماه رمضونو با این وبلاگ سپری میکنم الان  دومین  سحری از ماه مبارک رمضانه

سحری  میل کردیم امدیم اینجا یه چیزایی رو ثبت کنیم بریم بخوابیم این خواب بعد سحر خیلی می چسبه

تا لنگ ظهر بخوابی بعد بلند شی واسه نماز  بعد دوباره بخوابی تا افطار عین خرس

میگن خواب روزه دار عبادته پس همگی بخوابین تا افطار كارو زندگيو بيخيال شين

دم افطار بلند شين ساعتو طوري كوك كنين دقيقا موقع اذان بلند شين چون اگه زودتر بلند شين امكان

داره به اين شايعه كه ميگن سفره انداختن واسه افطار ثواب داره عمل كنين البته اين فقط در مورد 

دختر خانما صدق ميكنه اقا پسرا نيم ساعت قبل اذان بايد بلند شن برن نان بگيرن واسه افطار

بعد ما دخترا حتما سر سفره افطار واسه سلامتيشون دعا خواهيم كرد كه كار سختو مشكليه

به اين ميگن يه ماه رمضان پر بركت

 از شوخي بگذريم ولي خدايي امسال 16 ساعت روزه داري خيلي سخته ساعت انگار سوار بر مورچه

ارام ارام ميگذره  تا به ساعت 8 برسه واسه ماها كه تو خونه نشستيم ساعتو ميشمريم سخته چه

برسه براي اونايي كه كارم ميكنن خدا حفظشون كنه

خدايا تو اين ماه رمضاني به همه توان و قدرت بده و دعاهاي همه رو براورده كن تا به خواسته هاي قلبيشون برسن

 

نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 5:1 توسط یه دوست| |

 

نگاهت را به کسي دوز که قلبش براي تو بتپد

 چشمانت را با نگاه کسي اشنا کن که زندگي را درک کرده باشد

سرت را روي شانه هاي کسي بگذار که از صداي تپشهاي قلبت تو را بشناسد

 آرامش نگاهت رو به قلبي پيوند بزن که بي رياترين باشد

لبخندت را نثار کسي کن که دل به زمين نداده باشد

رويايت رو با چهره ي کسي تصوير کن که زيبايي را احساس کرده باشد

چشم به راه کسي باش که تو را انتظار کشيده باشد و عاشق کسي باش که تک تک سلولهاي بدنش

تقدس عشق را درک کند!

نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 0:52 توسط یه دوست| |

گاهی وقتا باید چشاتو ببندی بری جلو بی اونکه به پشت و اطرافت نگاه کنی .

چی میشه یه بارم تو سر به هوا شی اصلا چشاتو باز نکنی فوقش میوفتی تو چاله فوق فوقش پات میشکنه یا دوتا پات اخرشم می میری .خوب چیه مگه

همه می میرن یه روز .(خودم گرفتم چی گفتم بسته)

 خیلی  جالب میشه یه روز تمام قانونایه زندگیتو عوض کنی .کی گفته همه این قانونا درسته ازین نترسی قراره دیگران در بارت چی بگن .اصلا به دیگران چه؟لابد فضولن

 الان به نقطه ای از زندگیم که وایسادم نگاه میکنم حس میکنم جای خوبی نیست یا لا اقر بهتر ازین می تونست باشه

 میبینم خیلی جا ها اشتباه کردم که زمان زودتر ازون چیزی که فکرشو میکردم می گذره و من زیادی بهش اعتماد کردم اونم سرم کلاه گذاشت!

تلاش و هد ف و انگیز ه وقتی از زندگی بره کنار معلومه چی میشه دیگه !

یه وقتایی یه چیزایی زودتر ازون چیزی که وقتش باشه میاد سر وقتت همون باعث میشه از هدفت دور شی عقب بیوفتی و خودتم ندونی کجا می خوای بری..

خوبه اینجا هست بنویسی وگر نه با این افکار قاطی باتی که همیشه تو ذهن داری یه روز منفجر میشدی

............

 دیشبم به این قضیه رسیده بودم کلی خجالت نصیبت شد

..................................

میدونی تو  این افکارو اوردی تو ذهنما با توام میدونی که

 

نوشته شده در جمعه نهم مرداد 1388ساعت 18:55 توسط یه دوست| |

  آدمي از دست خويش سير که شد مي ميرد

  مثل پروانه کمي پير که شد مي ميرد

  زندگي پنجره اي رو به تماشاست ولي

 بسته و خسته و دلگير که شد مي ميرد

  عشق،رقصيدن ماهي ست،که اقيانوسي است

  به دم و بازدمي دير که شد مي ميرد

  شعر، نيلوفر آبي ست شناور در عشق

  سهم يک برکه ي دلگير که شد مي ميرد

  گريه گاهي ملکوتيست، غزل آلوده

   بغض آلوده و نفس گير که شد مي ميرد

  مرد آن است که پلنگانه بتازد تا عشق

  بسته کنده و زنجير که شد مي ميرد

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 14:27 توسط یه دوست| |

 میلاد امام علی ور وز پدر بر همه به خصوص  بابای گل خودم و همه باباهای مهربون مبارک

سلام دوستای گل خوبین تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

یه یک هفته ای رفته بودیم مشهد زیارت .جاتون خالی خیلی خوش گذشت

امام رضا انقده مهمون داشت که نگو انگار همه اونجا بودن .من فقط یه دوباری انگشتم به ضریح خورد همون دوبارم اگه مامانم نبود زیر دستو پاه له میشدمتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

این خانما که وقتی میچسبن به ضریح ول کن نیستنتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com ولی مردا خیلی راحت زیارت میکنن

 

شب تولد امام جواد تو حرم بودیم همه جارو چراغونی کرده بودن قشنگتر از همیشه شده بود  

یه حالو هوای غریبی بود مردم هم خوشحال بودن هم غصه دار

حیاط حرم جای سوزن انداختن نبود هر کی یه حاجتی داشت دعا می خوندن گریه میکردن

یه خانمی کنار مامانم نشسته بود گریه می کرد مامانم باهاش صحبت کرد میگفت خودم نمیتونم راه برم با ویلچر اومدم ولی امشب برای دخترم امدم حرم ۱۹ سالشه تازه نامزد کرده

دکترا بهش گفتن تومور مغزی داره امشب امدم شفاشو از اقا بگیرم

تا اذان صبح تو حرم بودیم بعد نماز جماعت خواستیم بریم هتل که یه دفعه صدای جیغ و داد مردم امد رفتیم تو حیاط که دیدیم همه دارن طرف یه کسی میدون

خادمای حرم سریع اونو بردن قسمت اگاهی حرم

یه دختر حدودا ۲۰ ساله که کور بود یه دفعه بلند میشه داد می زنه شفا گرفته بود .همه یهجور دلهره داشتن تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comقرار بود روز دوشنبه تو کانون شفا یافتگان نشونش بدن

خلاصه شب قشنگی بود .یه چند جای دیگم واسه زیارت رفتیم

خواجه ربیع ٬خواجه اباصلت٬امامزاده یاسر و ناصر پسرای امام موسی بن جعفر اونجام حال و هوای خودشو داشت

اخر سرم خریدو سوغاتی

الماس شر قو بازار بین المللی و بازار رضا و چند جای دیگه

بعدشم با اینکه دوست نداشتم  برگشتیم خونه بازم روز از نو روزی از نو

اینم از سفر نامه منتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 1:9 توسط یه دوست| |

  يكی بود، يكی نبود

وقتی اين يكی بود، اون يكی نبود

 وقتی اون يكی بود ،اين يكی نبود

مهم نيست كی بود، كی نبود

ولی حيف كه

هيچوقت اين يكی با اون يكی نبود!

 

 

نوشته شده در سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 17:3 توسط یه دوست| |

دلم گرفته،

دلم عجیب گرفته خوابم نمیبره!

یاد این شعر افتادم قبلا هم اپش کردم

 
دلم گرفته 

  دلم گرفته

به ایوان می روم وانگشتانم را

بر پوست کشیده شب می کشم

چراغ  های رابطه تاریکند........چراغ های رابطه تاری کند......

کسی مرا به افتاب معرفی نخواهد کرد!

کسی مرا به مهمانی گنجشکها نخواهد برد

پرواز را بخاطر بسپار

  پرنده مر دنی است...

 

نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 1:55 توسط یه دوست| |

آنجا كه چشمان مشتاقی برای انسانی اشك می ریزد،

زندگی به رنج كشیدنش می ارزد.

 

حرف هایی هست برای نگفتن و ارزش عمیق هر  کسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد..

نوشته شده در شنبه نهم خرداد 1388ساعت 17:28 توسط یه دوست| |

 سلام ......

خیلی وقت چیزی اپ نکردم یعنی اصلا حس نوشتنم نمیاد تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com حوصله ام خیلی سر رفته بود گفتم بیام یه چیزی اپ کنم

اردیبهشت ماهم داره تمام میشهتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com ماه قشنگی نه سرد هوا نه گرم  درختای پر تقال و نارنج و نارنگی شکوفه داده درختا  با گلای سفیدشون خیلی خوشگل شدن

یه عطر خوش بو هم تقریبا هر جا درخت هست فضا رو پر کرده وقتی صبح از خواب بیدار میشی قشنگ احساسش میکنی

گلای رنگارنگ باز شدن  و همه جارو قشنگتر کردن .بعضی وقتام بارون میاد هوارو با طراوتتر میکنه

قالبم مشکل داره همه بهم میگن ولی من پر رو به روی خودم نمیارمتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

 کی ٬ چی٬ کی گفتهتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

 قالبی که خوشم بیاد هنوز نیافتم فعلا بر میگردم به خونه قبلیم تا قصرمو پیدا کنم

البته اگه دنبالش بگردم

اگه خونه خوب با قیمت مناسب سراغ دارین خبرم کنینتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

 

 

 غنچه خندید ولی باغ به این خنده گریست

غنچه آن روز ندانست که این گریه ز چیست !

باغ پر گل شد و هر غنچه به گل شد تبدیل

گریه باغ فزون تر شد و چون ابر گریست

باغبان آمد و یک یک همه  گلها  را چید

باغ عریان شد و دیدند که از گل خالی است

باغ پرسید چه سودی بری از چیدن گل ؟!

گفت : پ‍‍ژمردگی اش را نتوانم نگریست

من اگر ز روی هر شاخه نچینم گل را

چه به گلزار و چه گلدان دگر عمرش فانی است

همه محکوم به مرگند چه انسان ، چه گیاه

این چنین است همه کاره جهان تا باقی است !!!

گریه ی باغ از آن بود که او میدانست

غنچه گر گل بشود هستی او گردد نیست !!

رسم تقدیر چنین است و چنین خواهد بود

نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 20:43 توسط یه دوست| |

 

نبودن هرگز به تلخی از دست دادن یک بودن نیست.بودنت را از دست مده  

 
نوشته شده در یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 1:34 توسط یه دوست| |


Design By : Night Skin